دکتر قاسم مولایی شهردار سابق منطقه ۲۲ تهران:
خبرنگار: مانا امامی
مساله شهرسازی های حاشیه ای و مشکلاتی که مردم این شهرهابا آن دست و پنجه نرم می کنند و اینکه دولت برای رفع مشکلات آنها چه تمهیداتی اندیشیده است را با جناب آقای دکتر قاسم مولایی شهردار سابق منطقه ۲۲ به بحث و گفتگو نشسته ایم ، که در ذیل می آید.
مردمی که به حاشیه کشیده شده اند و در این شهرها زندگی می کنند با چه مشکلاتی مواجه هستند و تمام این مشکلات چه آسیبهای اجتماعی را در پی دارد ؟
چند تا موضوع مهم و اساسی در رابطه با بحث ساخت و ساز های حاشیه ای از قبیل شهرهای پردیس، پرند و رباط کریم و از این قبیل شهرکهای که اصطلاحا به آن مسکن مهر میگویند وجود دارد اینها فی نفسه کار خوبی میباشد از این جهت که میخواستند صرفا عدهای را صاحب خانه کنند اما یکی از مشکلاتی که درسطح جامعه وجود دارد که عمدتا به آن توجه نمیشود و یا رعایت نمیشود پیوستهای اجتماعی است اگر شما به مطالعه دنیا بپردازید خیلی از کشورها اگر بخواهند پروژها ی را انجام دهند از قبیل پلسازی، شهر سازی وساختمان سازی ویا هرچه که باشد یک پیوست اجتماعی برای آن تعریف میشود . حال اینکه منظور از پیوست اجتماعی چیست؟ در پیوست اجتماعی تمام محاسن و معایب آن ساخت و ساز و یا آن شهرک بررسی میشود و نیازهایش را تعریف میکنند و بر اساس آن ساخت و اجراء میشود. اما به عنوان مثال در مورد پروژه پرند فقط میخواستند یک عده را مسکن دار کنند. از اینرو پیشنهاد ساخت مسکنهای ارزان قیمت برای قشر ضعیف را تقویت کردند که از جنبه عملی و شهرسازی کار خوب و قشنگی بود اما به شرط اینکه روی آن فکر میکردند .ما وقتی یک شهرک میسازیم خیلی چیزها از قبیل آموزش، بهداشت، درمان و اقلام مورد نیاز آن مجموعه را باید در نظر داشته باشیم که یکی از مهمترین آنها بحث حمل و نقل و راههای ارتباطی به مراکز مربوطه می باشد که تمام اینها باید در یک پیوست اجتماعی رعایت شود اما زمانی که هیچکدام از این موارد در یک پیوست اجتماعی دیده نمی شود پیامدهای زیان باری را به دنبال خواهد داشت به عنوان مثال فردی که در حال حاضر توان خرید ملک در تهران را ندارد ناچارا یه این شهرکهای حاشیهای نقل مکان میکند اما با مشکلاتی از قبیل دوری راه به مدرسه فرزند خود و یا محل کار خود روبه رو میشود و میخواهد برای رفت و آمد از اتوبوس و یا مترو و یا تاکسی استفاده کند که متاسفانه وجود ندارد و یا اگر هم هست بسیار محدود و یا اینکه میخواهد با ماشینهای بین راهی تردد کند که این هم مشکلاتی از قبیل عدم روشنایی در معابر تعارضات اخلاقی و خفتگیری و یا خیلی از مسایل دیگر را به دنبال دارد که مجموعه ی اینها اولین آسیب های اجتماعی را در پی دارد.
و دومین آسیب اجتماعی که ساکنین این شهرکها با آن مواجه هستند تامین مایحتاج روزانه خود می باشد که برای رفع آن دوری راه از یک طرف و از طرف دیگر هم نداشتن وسیله شخصی تمام اینها باعث ایجاد هزینه خواهد شد از همه مهمتر بحث مدرسه و آموزش می باشد که متاسفانه هیچ معلم کار کشته و با تجربهای اگر قرار باشد همان حقوق ثابت خود را داشته باشد حاضر به اینکه کلی هزینه کند و برای آموزش راه به آن دوری بیاید را نمیپذیرد .اما اگر تمام این مشکلات در پیوستهای اجتماعی دیده شود به عنوان مثال برای هر معلم خوب و کار کشتهای که می خواهد برای آموزش به این شهرکها بیاید حقوق اضافه و یا پاداش و تشویقی در نظر گرفته شود ما در این مناطق نه تنها با مشکل سطح آموزش مواجه نیستیم بلکه باعث به وجود آمدن رقابت و از همه مهمتر کاهش فاصله طبقه اجتماعی میشود .و هرگز بحثی که بعضا به صورت عامیانه به عنوان اینکه بین پایین شهر و بالا شهر از نظر فرهنگی اختلاف وجود دارد مطرح نمیشود که بنده اساسا با آن مخالف می باشم هرچند که باید ابتدا فرهنگ را تشریح کنیم و بعد این مسیله که فرهنگ بالا و یا فرهنگ پایین چیست را مطرح کنیم هر چند که بیشتر نخبههای ما از خیابان آزادی به پایین می باشند که علاقه و خلاقیت خودشان بوده که آنها را نسبت به کسایی که در رفاه بود ه اند متمایز کرده است .
– چه عوامل و مشکلاتی باعث به وجود آمدن این شهر های حاشیه ای شده است و دولت برای رفع مشکلات آنها چه تمهیداتی اندیشیده است ؟
از جمله دیگر مشکلاتی که در جامعه ما وجود دارد و باعث به وجود آمدن حاشیه نشینی به این شکل شده است کار غلطی است که در هیچ جای دنیا به جزء کشور خودمان دیده نمیشود و آن اینست که به ملک به عنوان سرمایه و جهت سرمایهگذاری نگاه میشود .که به طبع گرانی و تورمی که الان با آن مواجه هستیم را در پی دارد به عنوان مثال اگر در حدود پنج تا هفت سال پیش یک خانه با متریال کاملا معمولی و قابل قبول را در تهران میخواستیم بسازیم که متری یک میلیون تومان تمام میشد امروز همان متریال را بخواهیم بسازیم حداقل متری پنج میلیون تومان و سهم زمین را هم باید محاسبه کنیم و اگر به صورت مشارکتی باشد که ضربدر دو هم میشود و مجموعه اینها میشود قیمت تمام شده یک خانه که وقتی ما از پس قدرت خرید آن بر نمیآیم نا خود آگاه ترجیح می دهیم که به همین شهرکهای حاشیه ای نقل مکان کنیم .
به عنوان مثال در همین دولت ۱۱و ۱۲ هم مسکن مهر را کار غلط و اشتباهی می دانستند که اینجانب هم کاملا با آن موافق میباشم که کار غلطی است از این نظر که موضوعات خدماتی و رفاهی برای آن در نظر گرفته نشده است هر چند که اصل کار کار خوبی است از اینرو اسمش را از مسکن مهر به مسکن اجتماعی تغییر دادند اما باز هم همان رویه را در پیش گرفتند و وقتی مسائلی از قبیل آسفالت، پارک، فضای سبز، خدمات عمومی در آنجا تعریف نشود تبدیل میشود به آسیب و بعد هم چند کارشناس و مسول دور هم جمع می شوند تا برای رفع این مشکلات چاره ای بیندیشند در صورتی که آسیب را خود ما به وجود آوردهایم با بی فکری و بی دقتی و بیدرایتی و به دنبال آن کار دستگاههای قضایی و دولتی و شهرداری را هم چندین برابر کرده ایم .
ما امروزه باید آسیب را خودمان کاهش دهیم یکی از بحثهای آموزشی ما بحث فرهنگسازی های اجتماعی میباشد که تا به حال اصلا ورودی به آن نداشتهایم و اگر هم بوده در حد رفع تکلیف بوده و گزارش دادیم که فقط این کار را انجام دادیم. حال دولت برای رفع این آسیبها چه تمهیداتی می تواند انجام دهد: ما در بافت فرسوده که بیشتر در مناطق جنوبی خیابان آزادی و انقلاب و مناطق ۱۴،۱۵، ۱۶ ، ۱۷ و ۱۸ که عمدتا هستند افرادی که هم در این مناطق زندگی میکنند افراد قشر کم در آمد و قشر ضعیف جامعه است به طبع با توجه به شرایط تورمی موجود دولت و مجلس باید در مورد اینها تمهیدات و تسهیلاتی را در نظر بگیرد از قبیل تشویقیها و یا وام های با سود کم را در اختیار اینها قرار دهد که با استفاده از وام بتوانند به نوسازی بپردازند تا از این وضع فلاکت باری که در محدوده شهری و شهر سازی برای آنها وجود دارد که حتی یک ماشین آتش نشانی و یا یک ماشین اورژانس در صورت وقوع حادثه و یا پیشامدی برای ورودبه آن مناطق با سختی و دشواری بسیاری همراه می باشند در نظر بگیرد. متاسفانه شورای شهر پنجم آنقدری که در مصاحبه و عملکرد و تبلیغات در این چند سال اخیر به بحث باغات و حفظ و نگهداری آنها در بالای شهر مانور داد که یک کار تبلیغاتی و عوام فریبانه بود در مورد ریز دانهها و بافتهای فرسوده هیچ طرح و یا ایده ای و یا اختیاری به شهرداری نداد که بتواند از این خطرات جانی که در این مناطق وجود دارد جلوگیری بکند و یا مدیریت شهری خودرا مکلف ندانست که با توجه به اینکه در سازمان نو سازی در شهرداری تهران در سال ۸۴ راه اندازی شده است این را مطرح کند که مثلا ۵ درصد از بافتهای فرسوده را نو سازی کند.